بي گمان در سوره حمد، کلماتي جامع ازخير و حکمت در امور دنيا و آخرت گرد آمده است که نظير آن رادر هيچ کجا نمي توان يافت . [امام رضا عليه السلام]


سال«نوآوري و شکوفايي»

برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است که لازمه پیشرفت همراه با عدالت هم این است که همه مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند و با پشتیبانی ملت همه طرحها و کارهایی را که از مدتها پیش و یا در سالهای اخیر شروع شده، در سال 1387 به شکوفایی برسانند.


 

بسم الله الرحمن الرحيم


سلام عليکم


دکتر سيدمسعود خاتمي(رئيس جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران و رئيس سابق بيمارستان بقيه الله(عج))مي گويد: بعدازظهر يک روز تعطيل در سال 1382 بود، مرحوم آيت الله مشکيني در بيمارستان بقيه الله(عج) بستري بودند که باخبر شديم آقا براي ديدن ايشان مي آيند. آيت الله مشکيني بعد از بهبود نسبي اصرار داشت بيمارستان را ترک کرده و به قم بازگردد و پزشکان معالج معتقد بودند ايشان بايد چند روز ديگر در بيمارستان بمانند ولي حضرت آيت الله مشکيني نمي پذيرفتند. وقتي خبر رسيد که رهبر معظم انقلاب به ديدن ايشان مي آيد، حسين آقا، فرزند آيت الله مشکيني، پيشنهادي را پيش کشيد و به ما -پزشکان معالج- توصيه کرد در حضور آقا، ضرورت باقي ماندن پدرم در بيمارستان را يادآور شويد، اگر آقا بفرمايند ايشان بي ترديد قبول خواهند کرد... دقايقي بعد، آقا وارد شدند، نور بر نور پاشيد و رايحه دل انگيز معنويت در فضاي اتاق پيچيد... آيت الله مشکيني در بستر نيم خيز شدند و با آقا معانقه کردند... آيت الله مشکيني با صداي هميشه آرام و متين خود به آقا گفت «چرا زحمت کشيديد، با اين همه مشغله جنابعالي و در اين تهران شلوغ من راضي نبودم»، آقا در پاسخ فرمودند «من آمده ام با ديدن شما نيرو بگيرم» و... پس از آن گفت وگويي بود به رنگ شيفتگي، سخن دو شيفته خدا بود که از من و ما گذشته و تنها او را مي ديدند.
... وقت خداحافظي آقا که رسيد، به ايشان عرض کرديم حضرت آيت الله مشکيني بايد چند روز ديگر هم در بيمارستان بستري باشند اما ايشان... آقا رو به آيت الله مشکيني کرده و فرمودند: نظر پزشکان بايد رعايت شود... بعداز خروج آقا، حضرت آيت الله مشکيني نگاه معني دار خويش را که با محبت پدرانه همراه بود به ما دوخته و پرسيدند؛ خب، آقايان پزشکان! به نظر شما چند روز ديگر بايد در بيمارستان بمانم... و همان کردند که به ايشان عرض کرديم.
آن روز رهبرمعظم انقلاب هنگام خروج از اتاق آيت الله مشکيني با اشاره به ايشان، خطاب به پزشکان معالج فرمودند «ايشان چهره بي بديل انقلاب است»...
چند روز بعد، حال مرحوم آيت الله مشکيني رو به بهبود رفت و کادر پزشکي از ايشان درخواست کردند که از بيمارستان بازديدي داشته باشند و اشتياق فراوان کارکنان بيمارستان را که متوجه حضور ايشان شده بودند، برآورند. و آيت الله مشکيني علي رغم نقاهت به اين درخواست پاسخ مثبت دادند... در حال بازديد وقتي تعداد فراوان پزشکان متخصص را مشاهده کردند از من پرسيدند آيا همه اينها پاسدار هستند؟ و هنگامي که پاسخ مثبت شنيدند، فرمودند:
وقتي انسان اين همه متخصص حزب اللهي و جوان را مي بيند خستگي دوران مبارزه از جسم و جانش بيرون مي رود، چگونه خدا را براين نعمت سپاسگزار باشيم؟...
در ميان خاطرات فراواني که از ايشان دارم، اين خاطره نيز فراموش نشدني است. در سال 1360 مرحوم آيت الله مشکيني به دعوت سپاه براي حضور در جمع پاسداران جهرم به آن شهر رفته بودند، در بازگشت از جهرم به شيراز، خودرو سپاه که حامل ايشان بود با گوسفندي جدا افتاده از گله برخورد کرد... سپاهيان از خودرو پياده شده و با مهرباني و دلجويي از چوپان، بهاي گوسفند را به وي پرداخت کرده و به راه خود ادامه دادند... مرحوم آيت الله مشکيني در سخنراني چند ساعت بعد خويش در جمع سپاهيان شيراز به اين ماجرا اشاره داشته و فرمودند: ما از انقلاب و فرزندان انقلاب همين را انتظار داريم و مي خواهيم، شما که پاسدار و صاحب قدرت هستيد با مردم به مهرباني و عدالت برخورد کنيد...


 گردآورنده: حسين شهيدي - چهارشنبه 24/5/1386 - ساعت 5:7 عصر | 

نظرات ديگران()


بسم الله الرحمن الرحيم


سلام عليکم


مشهد امام رضا سلام الله عليه دعاگوي تمامي دوستان عزيز هستم، الان ساعت 12.30 شب هست! ميخوام يک حرف از دل خودم با امامم بزنم و اين حرفم با طلبه ها هم هست و تمامي کساني که درد دين دارن و به قول مقام معظم رهبري صاحبخانه اند و قلبشان براي وطن و خانه شان ميتپه! يک ساعت و نيم پيش يک نفر زنگ زد بهم که بيا فلان جا يک نفر هست با قيافه خيلي تابلو ظاهرا داره تبليغ صوفي گري ميکنه!!! خلاصه رفتم! يک نفر با عباي سفيد، قد حدود 140، با ابروهاي اصلاح کرده و مداد کشيده شده تا کنار موهاش! با يک کلاه هندي! با کفش هاي براقي که به کت و شلوارهاي خاص ميخوره! رفتيم دنبالش و مطمئن شديم که مبلغ صوفي گريه! اينکه چي شد و چيکار کرد بماند..........!


ساعت رو ديدم! ديدم که 12 هست! گفتم حسين! خيلي ... اي! حسين اسم خودتو گذاشتي طلبه؟ حسين فکر ميکني واقعا سرباز امامتي؟ يابن الحسن خجالت ميکشم اصلا بگم اسمم سرباز شماست! واي..... خاک بر سر من.... خاک.... خاک بر سر من که اسمم طلبست ولي به اندازه يه مبلغ صوفي دل و قلبم براي دينم نميتپه.... واي......کار ندارم اون مبلغ بخاطر پول کار ميکنه يا چي! اما به اين کار دارم که اون الان هم ساعت 12 شب داره توي همين شهرايي که ما هستيم، برادرا و خواهراي عزيز ما و جووناي گل ما هستن داره کار ميکنه و با برخورد باز و مهربانانه تبليغ دينشو ميکنه و به راحتي جوانان و مردم عزيز مارو براي افکار شوم خودش به گمراهي ميکشه، يابن الحسن شرمگينم.... اونوقت من طلبه.... واي.............. کسي که دين که نه! مکتبش پايه و اساسي نداره اينجور توي اين ساعت از خوابش زده و داره تبليغ ميکنه اونوقت من طلبه..... يابن الحسن هر چي که الان هستم و هر خوبي اي دارم از شماست همونطور که تا الان هلم داديد از اين به بعدم دوبرابر هلم بديد، يابن الحسن من که خودم سرتاپام.... من که خودم هيچم، يابن الحسن ميخوام ياور عالم و عاملتون باشم، يابن الحسن به حق اما رضا که سلام و درود خدا بر ايشون باد دستم رو بگيريد... دستم رو بگيريد...
الفرج


 گردآورنده: حسين شهيدي - دوشنبه 22/5/1386 - ساعت 12:51 صبح | 

نظرات ديگران()


بسم الله الرحمن الرحيم

چند روز پس از تدفين ۵ شهيد گمنام در کهف الشهداء ولنجک تهران، وقتي خبر رسيد رهبرمان خلوت خود را براي ليله الرغائب (شب جمعه اول ماه رجب) آنجا گزيده اند، دلهاي عاشقان به سوي اين مکان پرکشيد.
در سالهاي متمادي هر زمان پيکر مطهر شهداي گمنام به شهرمان وارد شده اند، عطر معنويت و ايثار و اخلاص را در فضاي غبار آلود زندگي مان پراکنده اند... و داستان کهف الشهداء که با کرامت آن استخاره قرآني آغاز شد و با خلوت رمزآلود رهبرمان در ليلة الرغائب ادامه يافت، همچنان باقي است...


تنها عکس منتشر شده از حضور سرزده رهبر انقلاب در کهف الشهدا



وبلاگ نويسان متعهد و انقلابي که انتشار اخبار و عکس حضور رهبري در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پيامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعاي ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.
در اين مراسم روح بخش که به ياري اهالي ولنجک برگزار مي شود، دکتر الهام سخنگوي دولت سخنراني خواهد کرد.
زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح
مکان: ولنجک- انتهاي بلوار دانشجو- بالاتر از خيابان البرز- کهف الشهداء

* سرويس رفت براي خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نويس، صبح جمعه، ساعت ۵ صبح در دو محل مستقر مي باشد :
۱- ميدان انقلاب- ضلع شمالي- ابتداي خيابان کارگر شمالي
۲- ميدان امام حسين- ضلع غربي- ابتداي خيابان انقلاب


خبر در خبرگزاري فارس: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8605150098


 گردآورنده: حسين شهيدي - دوشنبه 15/5/1386 - ساعت 8:39 عصر | 

نظرات ديگران()


ليست مطالب احسن
[21/2/1387- 11:54 ع] احسن تا مرداد به مرخصي رفت...
[آرشيو شده ها]