سال«نوآوري و شکوفايي»
برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است که لازمه پیشرفت همراه با عدالت هم این است که همه مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند و با پشتیبانی ملت همه طرحها و کارهایی را که از مدتها پیش و یا در سالهای اخیر شروع شده، در سال 1387 به شکوفایی برسانند.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليکم
استاد علم و اخلاق حاج آقاي مرتضي آقا تهراني تعريف مي کند که: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورک» مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد که مي خواست مسلمان شود؛ گفتم براي پذيرفتن اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق کنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد که دين اسلام دين حق است مي توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه کرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر مرا مسلمان نکنيد من مي روم و در وسط سالن داد مي زنم و مي گويم: من مسلمانم!»
گفتم حالا که در پذيرفتن اسلام مصمم شده ايد فردا که روز ميلاد است بياييد تا در طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بين مراسم گفتم اين خانم مي خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يکي از حضار گفت: «لابد اين دختر عاشق يک پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او را نمي دهد مي خواهد به صورت صوري مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشکرم! ولي اين طور که شما گفتيد نيست زيرا او در مورد حقانيت اسلام، مطالعه گسترده اي داشته است. به عنوان مثال در عقايد اسلامي چيزي به نام «بداء» هست که مي دانم هيچ کدام از شما چيزي از آن نمي دانيد ولي اين دختر خانم مي داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده وي که مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيت او کردند. اين آزار و اذيت ها روز به روز بيشتر مي شد به حدي که مجبور شدم با حضرت «آيه الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در ميان گذارم. ايشان فرمودند: «آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟» گفتم: «بي خطر هم نيست.» فرمودند: «پس شما به ايشان بگوييد مي تواند روسري خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: «مي توانيد روسري خود را برداريد.» او پرسيد: «آيا اين حکم اوليه است يا حکم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حکم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است.» گفت: «اگر روسري خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آيا من شهيد محسوب مي شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسري خود را بر نمي دارم هر چند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.»
البته بعد از اين ماجرا خانواده او نيز با مشاهده رفتار بسيار مؤدبانه دخترشان از اين خواسته صرف نظر کردند.
گردآورنده: حسين شهيدي - چهارشنبه 20/4/1386 - ساعت 5:37 عصر |
نظرات ديگران()