هرگاه خداوند، بنده اي را دوست بدارد، قلبي سليم و پاک و خويي استوار، روزي اش مي کند . [امام علي عليه السلام]


سال«نوآوري و شکوفايي»

برای ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است که لازمه پیشرفت همراه با عدالت هم این است که همه مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند و با پشتیبانی ملت همه طرحها و کارهایی را که از مدتها پیش و یا در سالهای اخیر شروع شده، در سال 1387 به شکوفایی برسانند.


 


(برگرفته از يک دوست با آدرس: http://www.ketabnews.com/detail-1792-fa-35.html ):


فرشته نيستيم، طلبه‌ايم/ شرحي بر لطف "همشهري جوان"


طلبه‌ها چه گوش مي‌کنند؟ چه مي‌خوانند؟ بازيگر مورد علاقه‌شان کيست؟ قليان مي‌کشند؟ با چه طعمي و ...؟


سيد علي موسوي/ ali@ketabnews.com 


"با زنبيلي پر از سوال مي‌روي، از همه جورش: طلبه‌ها چي گوش مي‌کنند؟ چي مي‌خوانند؟ بازيگر مورد علاقه‌شان کيست؟ قليان مي‌کشند؟ با چه طعمي و .... "


چند خط افاضه‌اي که مطالعه فرموديد، قسمتي از مقدمه‌ي مطلبي‌ است تحت عنوان " ما فرشته نيستيم" که در شماره‌ ( 72) همشهري جوان آمده و  به زعم نويسنده سعي در معرفي اجمالي از زندگي طلبگي دارد.


اجازه بدهيد همين اول کلام، جداي از مطالب پرمحتوايي که به نکاتي از آن اشاره‌اي خواهم داشت نخست از تلاش مخلصانه! و هنرنمائي بي‌بديل و منحصر به فرد عکاس مجموعه همشهري جوان که تمام تلاش خود را جهت عدم استفاده از هنر و سليقه در انتخاب سوژه و زاويه‌ و کادربندي عکس‌ها به کار گرفته، تشکر و تقدير کرده باشم.


بدون شک بدتر از اين نمي‌شده و اين خود يک توانمندي فوق‌العاده! براي يک عکاس حرفه‌اي است و صد البته وجود اينچنين هنرمندي موجب افتخار مجموعه‌ي "همشهري جوان" خواهد بود.


اما اصل مطلب، براي آنهايي که مثل آقاي مظفري نژاد يک زنبيل پر از سوال از همه جورش از زندگي طلبگي دارند. اينکه طلبه‌ها چه گوش مي‌کنند؟ چه مي‌خوانند؟ بازيگر مورد علاقه‌شان کيست؟ قليان مي‌کشند؟ با چه طعمي و ...؟ عرض کنم که؛ در دنياي طلبگي هم مثل باقي دنياها اين‌طور نيست که همه چيز سليقه‌اي باشد. البته اولش که مي‌خواهيد طلبه شويد به انتخاب و سليقه‌ي خود "طلبه" مي‌شويد اما بعد از اين انتخاب براي طلبه ماندن خيلي اوقات مي‌بايست سلايق و علايق خود را فداي مهمترين انتخاب عمرتان کنيد تا بتوانيد پاي بزرگترين و با ارزش‌ترين گزينه‌ي زندگي‌تان بمانيد.


خيلي چيزها هست که مربوط به "طلبه" است ولي مربوط به جوانهاي ديگر نيست و آنکه خود، طلبه است خود را متعهد و ملترم به آن مي‌داند، مگر آنکه اساسا طلبه نباشد.


طلبه هر چيزي گوش نمي‌کند. هر چيزي نمي‌خواند، هر چيزي نمي‌بيند. هر فيلمي را نگاه نمي‌کند. هر جايي دعوتش کردند نمي‌رود. دعوت هر ميزباني را لبيک نمي‌گويد.


 "طلبه" قليان نمي‌کشد، چون حرام است و حتي اگر هم حرام نباشد چون خلاف شان "طلبه" است بر خودش حرام مي‌داند. در کل، خيلي چيزها که براي مردم عادي حلال و طيب است براي طلبه حرام است، چون خلاف شان طلبگي و توهين به لباس مقدس روحانيت و نام آسماني "طلبه" است. خيلي چيزها هم ممکن است براي مردم عادي مستحب باشد که براي طلبه واجب است، مثل نماز شب. و اگر نخواند طلبه نيست.


اينکه بگوييم طلبه چت مي‌کند و يا اينترنت باز است، آخر جفا است. همه مي‌دانيم که در حال حاضر در کشور ما بي‌مفهوم‌ترين استفاده‌ي ممکن از شبکه‌ي اينترنت چت کردن است و طلبه از زندگي بي‌مفهوم گريزان است. و اگر نباشد طلبه نيست


علي رغم تمام اصراري که همشهري جوان در بيان قيمت بالاي لباس طلبگي دارد. طلبه مي‌بايست ساده زيست باشد، وقتي مي‌گوييم طلبه بايد ساده زيست باشد؛ بي شک پوشيدن عباي 300 هزار توماني و عرق چين 10 هزار توماني و نعلين 30 هزار توماني خلاف شان طلبگي است چون او يک طلبه است و بايد ساده زيست باشد. و اگر نباشد طلبه نيست.


برخلاف تصاويري که در مصائب شيرين مي‌بينيد، طلبه طوري راه مي‌رود، طوري مي‌نشيند، طوري مي‌خورد، طوري نگاه مي‌کند، طوري لباس مي‌پوشد که از چند هزار متري هم تابلو باشد که او يک طلبه است.


نظافت از ايمان است و طلبه منادي ايمان. بنابراين نشان دادن بي ريخت ترين آشپزخانه‌ي يک از مدارس تهران که زياد هم مورد استفاده قرار نمي‌گيرد؛ با امکانات ابتدايي به عنوان سمبل و نمونه‌اي از سبک زندگي طلبگي فقط به ذوق سرشار نويسنده و عکاس محترم  مربوط است.


اگر در طلب علم و دانش براي غير طلبه اصطلاحي به نام " دو دره بازي" وجود دارد براي طلبه، تعلم عبادت است و در عبادت واژه‌اي به اين نام وضع نشده است که براي جلوگيري از آن حضور و غياب لازم باشد و حضور و غياب صرفا برا ي ثبت آمار و حفظ حالت کلاسيک دوره‌هاي تحصيلي است و اين طور نيست که وقتي استاد به طلبه اطمينان نداشته باشد حضور و غيابش را رسيدگي کند.


در حوزه نسبت استاد و طلبه نسبت پدر و فرزند است. احترام به استاد واجب و بوسيدن دستش فضيلتي بسيار براي طلبه خواهد داشت. خوب است بدانيد که در سنت حوزه هر وقت طلبه استادش را در مسيري همراهي مي‌کند اگر در روز باشند مي‌بايست پشت سر استاد حرکت کند و در شب مي‌بايست يک قدم جلوتر از استاد، که اگر چاله‌اي بود اول شاگرد در چاله بيفتد و به استاد آسيبي نرسد.


طلبه شدن، فقط پر کردن يک فرم ساده و گذراندن يک مصاحبه‌ي فرماليته با چند هفته نماز جمعه‌ گوش کردن نيست! چه بسا کسي سالها و سالها در حوزه بماند اما طلبه نباشد.


در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن                      شرط اول قدم آن است که مجنون باشي


اين پاسخي گذرا بود به آنچه در زنبيل داشتيد. اما برويم سراغ اصطلاحات و افاضات و توضيحات گوشه و کنار مصائب شيرين که مي‌بايست برخي از آنها را پاسخي دوباره داد.


چي مي‌پوشند؟


نبايد گران قيمت باشد. مهم‌ آن است که هميشه تميز باشد و اتو کرده. شلوار هم که گفته‌اند "سنتي است که تازگي‌ها طلبه‌هاي به قول ايشان خوش لباس وارد کرده‌اند" بيشتر يک شوخي است. جنس قبا هم از پارچه کت و شلوار نيست. پارچه کت و شلوار جنسش از جنس قباست!


محتواي دروس؟


اولا دوره‌ي طلبگي ده سال طول نمي‌کشد، تا آخر عمر طول مي‌کشد؛ چون طلبه مي‌آموزد که هر وقت به اين نتيجه رسيد که ديگر همه چيز را مي‌داند تازه هيچ نمي‌داند!


در ضمن جهت اطلاع نويسنده؛ کتابي به عنوان "مطالب" در حوزه وجود خارجي ندارد. آن کتاب جانکاهي که در سطح دو مي‌خوانند "مکاسب" است يا شما اشتباه شنيده‌ايد يا سرکارتان گذاشته‌اند.( البته اين طور مواقع بهترين راه اين است که از ديوار تايپيست بالا برويد) همچنين هميشه طلبه بعد از اينکه "اجتهاد" ( به معني تلاش و کوشش) کرد به جايي مي‌رسد که مي‌تواند، "استنباط" کند. ( مسير از اين طرف است نه آن طرف!)


در مورد عکس برادري که جلوي در حجره نشسته و به نقطه‌اي نگاه مي‌کند:


خيره شدن و نشستن زيادي مربوط به يوگا است! به نظرم برادر خيره شونده، نگاهش به عکاس حرفه‌اي شماست که در حال شکار يک جاي به هم ريخته در حوزه است که به عنوان آنچه در حوزه مي‌گذرد بچسباند به همشهري!


در مورد مدرک معادل:


طلبه براي مدرک درس نمي‌خواند. اگر مي‌خواست مدرک بگيرد بي شک راههاي بهتر و آسانتري براي گرفتن مدرک وجود دارد.( به خاطر پاره‌اي مسائل "وحدت زا" از ریز شدن در این مورد معذورم!) این معادلی هم که وزارت علوم قرار داده خیلی‌ها اصلا نمی‌روند دنبالش. هر چند برای اینکه مردم بدانند روحانی طرف مقابلش چقدر درس خوانده لازم است. در مورد این جمله‌ی همشهری جوان که مدرک "دانشگاهی ما" معادل چه میزان تحصیلات طلبگی هست؟ باز هم همان مسائل "وحدت زا" که عرض کردم دست و پای نگارنده را بسته!


کلاس درس یا مکتبخانه؟


مهم نیست سبک نشستن سر کلاس آدم را یاد چی می‌اندازد! مهم علم آموزی است.


مکافات همیشگی:


در این مورد در ابتدای مطلب،‌ مطالبی عرض شد.


یک تکه کلام( اصطلاحات نسل سوم طلبه‌ها!)


نکته : اینکه یک عده‌ی خاصی در حوزه یا هر جای دیگری کلمه یا جمله‌ای را به عنوان تکه کلام کار ببرند نمی‌تواند دلیلی باشد بر اینکه آن مطلب تکه کلام کل آن گروه است.


اما در مورد کلماتی که گفته شده:


شب خواب و روزخواب: فرمولش این طوری است: اگر رفتن به خانه موجب اتلاف وقت طلبه شود ترجیح می‌دهد در حجره بماند. این طور نیست که بچه‌مایه‌دارهای مجرد بروند خانه و بچه بی‌مایه دارها! بمانند.


کلم پیچ و دوزیست: معتقدم مجموعه‌ی همشهری جوان در مورد چاپ این دو مطلب اشتباه کرده است! و می‌بایست بفهمد که اشتباه کرده است!


حاج آقا انواری: این را بعضی‌ها بکار می‌برند. اما نه به این صورت، غالبا به استادی که درسش روی نوار ضبط شده استاد انواری می‌گویند!


الهی قلبی محجوب: این اصطلاح بیشتر در جبهه به کار می‌رفته است. البته حوزه هم یک جور جبهه است. جبهه فرهنگی.


بطله: این یکی را کاملا پایه‌ام. نمونه‌اش هم ، همانهایی که معتقدند طلبه هیچ فرقی با بقیه نمی‌کند و همه چیز برایش سلیقه‌ای است.


کتاب فرمانی: استفاده از این کتابها در حوزه منسوخ شده. مگر اینکه به عنوان نسخه‌ی قدیمی در حوزه نگهداری شود.


غذا پرچمی: هیچ ربطی به پرچم مملکت ندارد. پرچم ممکلت آنقدر قداست دارد که کسی پا توی کفشش نکند!


حجره: اگر کلمه‌ی "خوابگاه" را رویش نگذاریم بهتر است چون بیشتر به عنوان مکانی دنج برای درس خواندن استفاده می‌شود.


هم حجره‌ای: این یکی را هم پایه‌ام!  هم حجره‌ای صفر کیلومتر یک چیزی شبیه عکاس مصائب شیرین است که فقط می‌خواسته عکس بیاندازد.


گعده: "عرب پیشرفته‌تر" یعنی چه؟! از قدیم محتوای گعده مطالب علمی بوده. اگر علمی نباشد گعده‌ی طلبگی نیست، نوعی وقت گذرانی است.



در مورد عکس کنار " سور و سات عارفانه":


عکس هیچ ربطی به مطلب کنارش ندارد اگر چه عکاسش همان حرفه‌ای خودمان است!


چه جوری عمامه دار می‌شوند؟


طلبه از همان روزی که فرم ثبت نام را پر می‌کند زیر بار تعهد می‌رود؛ هر چند لباس، تعهدش را بیشتر می‌کند.


راهی برای رهایی:


بهترین راه برای اینکه بدانید یک نفر روحانی یا طلبه است اخلاق و منش و رفتارش است و البته علمش! زیاد در بند لباس نباشید.


کامپیوتر و اینترنت:


قطعا اینطور نیست که در همه‌ی حوزه‌ها داشتن کامپیوتر ممنوع باشد. در بعضی حوزه‌ها به صورت محدود این قانون هست که آن‌هم علتش چت بازها و اینترنت بازها هستند که موجبات سلب آسایش طلبه‌های هم‌حجره‌ایشان را فراهم می‌کنند.


سربازی:


طلبه تا زمانی که طلبه است سرباز است. سرباز امام زمان.


شهریه‌ی طلاب:


چند خصوصیت دارد:


1)      مبلغش خیلی کم است.


2)      برکت زیادی دارد.


3)      برای کسی که درسش را نمی‌خواند(بطله) حرام است.


 برو عمله‌ خوب خدا باش:


طلبه‌شدن از دانشجو شدن به مراتب سخت تر است. البته متوجهید که گفتم: " طلبه" شدن. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها


 گردآورنده: حسين شهيدي - پنجشنبه 7/10/1385 - ساعت 1:27 صبح | 

نظرات ديگران()


ليست مطالب احسن
[21/2/1387- 11:54 ع] احسن تا مرداد به مرخصي رفت...
[آرشيو شده ها]